تو خودت هستی / سمن پوخرال
- سمن پوخرال
- Sep 5, 2018
- 1 min read
در حاشیه غیر زندگی ایستاده
اشکال غیر موجود را بغل کردن
مثل باد که نمیوزد
با فسیل های رغبت به زندگی
درود به معنی های که دیگران تا امروز با آن داده اند
مثل طراوت مهر
هنوز هم من شیفته لانه ها هستم
و خوشبوی گلهای بی مهر
اگر محبتت را جزر و مد بندد
عجین نکرده است گرده های قلبم را
و عشق رایحه ها
نوسان آهنگ هایم
تصاویر شعرهایم
و افسانه ی زندگیم
همه یک اجرای گنگ و دلگیر
بی هدف را ماند
گرما و زیبایی آفتاب
وقتی در نوک درختان بی برگ می تابد
پرتو خورشید نمی تابید
تا روح من را بردارد
و هر صبح
زندگی تازه نمی آورد
پرنده های که برای من آهنگ میخوانند
نمیدانستند که چطور از قلب
گلوهایشان را لبریز از عشق کنند
شادی های من فرار میکردند
و به زمانه های تهی میرفتند
با این گمان که شاید همین زندگی باشد
غافل از رمز عشق
و نوای خوش زندگی
اگر تو چنین ریتم را برهم نمیزدی
تو در قلبم چنگ زدی
با نرمی و عشق
که حتی آهسته ترین صدا
میتواند بلرزاندش
اگر تو با رنگ های شوخ ساختهی خودت
آرزوهای مان بسان نمایشنامه نمی نوشتی
با رنگ های کاذب
قشنگی مخلوقات پژمرده میشد
اگر تو آنچنان که هستی
نمیبودی
لبریز از نغمه های شاد زندگی
من این چنین سرشار از انرژی و امید
با آرمان های بی شماری که داریم
در مقابلت نمی بودم
............................................................................................
Suman Pokhrel translated into Persian by Nazi Karim
.............................................................................................
This translation was first published on Kabulnath
Related Posts
See Allमैले लेख्न शुरू गरेको, र तपाईँले पढ्न थाल्नुभएको अक्षरहरूको यो थुप्रो एउटा कविता हो । मैले भोलि अभिव्यक्त गर्ने, र तपाईँले मन लगाएर वा...