آرمان / سومن پوخرال
- سومن پوخرال
- Sep 5, 2018
- 1 min read
آرمان ها همیش با ما بازی میکنند
من با آنها نگاه میکنم
غاقل از سرنوشت
از هیجان زیاد پر میزنم
مثل بچه ها دنبال خیال هایم
در هنگام بازی کودکان
بازیچه ذهنم را شکسته
دیوارهایش را پاره کرده
پرده هایش را میدرند
نرم نرم آنرا کوبیده
دور می افکنند
آرمان ها از وجود شکننده آدمی غاقل اند
تالیفی نادری
آنها تخریب شده اند
برای اینکه گفته میشود
نباید صد راه آرزوها شوند
آرمان ها بی باک، بی هیچ مخالفتی
در صخره های ذهن ما داد و بیداد میکنند
در شاخه های آن میپرند
بر توته های شکسته اش می تازند
در چشمه هایش میرقصند
و کاسه صبر را میشکنند
و احساسات را میریزند
حل کردن معمای ذهن جالب است
نشاط کرده از آرمان ها
مثل نصب کردن بازیچه های دخترم
که همه جا پراگنده اند
من آرزوهای اطفال را دوست دارم
که اینچا و آنجا مرا وادار به معرفت زندگی کند
با سر تعظیم به آرمان هایم سلام میکنم
اگر آنها با خیالات من بازی نمیکردند
افکارم مثل من تهی می ماند
زندگی از من پرواز میکرد
بی آنکه بدانم
............................................................................................
Suman Pokhrel translated into Persian by Nazi Karim
.............................................................................................
Related Posts
See Allमैले लेख्न शुरू गरेको, र तपाईँले पढ्न थाल्नुभएको अक्षरहरूको यो थुप्रो एउटा कविता हो । मैले भोलि अभिव्यक्त गर्ने, र तपाईँले मन लगाएर वा...